السيد موسى الشبيري الزنجاني
6632
كتاب النكاح ( فارسى )
حكمت حكم به استحباب مىشود . پس اين حرف كه بعد از خروج زيد در زمانى معين ، چون زيد از عموم افرادى خارج شده است و مقدمات حكمت به فرد خارج شده كارى ندارد و فقط متعرض افرادى است كه در تحت عام هستند ، پس نمىتوان به مقدمات حكمت در مورد زيد در غير زمان خروجش تمسك نمود ، حرف صحيحى نخواهد بود . و اما اگر عموم ازمانى مستفاد از ادله لفظيه باشد مثلا اگر بگويد « يجب اكرم العلماء من الاربعاء مستمرا » و به دليل خاص اكرام زيد در روز چهارشنبه را استثناء نمايد ، در اينجا كه نسبت به حكم زيد در روزهاى ديگر ترديد داريم ، با اينكه عموم ازمانى مستفاد از اطلاق نيست ، به نظر ما بر خلاف آخوند ، نمىتوان به اصالة العموم تمسك كنيم ؛ چرا كه چنين ظهورى در كار نيست كه عرف بفهمد كه مبدء اكرام زيد عوض مىشود و از روزهاى بعدى مىشود . لزوم معارضه اصالة العموم با اصالة الاطلاق و جواب آن ان قلت : در مثال روزه كه بر همه مستحب است و در فلان روز همه افراد از استحباب روزه خارج شدهاند ، تمسك به اطلاق مانعى ندارد ، و اما تمسك به اصالة الاطلاق در ما نحن فيه با اصالة العموم معارض مىشود ؛ چون اگر در مورد حكم زيد پس از روز جمعه - مثلا به اصالة العموم تمسك بكنيم و حكم كنيم كه زيد در تحت عموم باقى است و تخصيص نخورده است لازمهاش اين است كه به اصالة الاطلاق ضربه بخورد ؛ چرا كه مقتضاى آن وجوب اكرام همه افراد عام از جمله زيد در همه ايام است و اين اطلاق نسبت به بخشى از زمان در مورد زيد ضربه خورده است و اما اگر در اينجا به اصالة الاطلاق تمسك كنيم و بگوييم كه اطلاق ازمانى ضربهاى نخورده است ، لازمهاش اين است كه به اصالة العموم ضربه بخورد و بگوييم كه زيد از تحت عموم افرادى با تخصيص خارج شده است . پس تعارض بين اين دو اصل يا دو ظهور پيش مىآيد .